دو ماه پس از آنچه دولت «بازگشایی اینترنت بینالملل» مینامد، دادههای تازه ایسپا از تجربه کاربران اینترنت در ایران، روایت دیگری را نشان میدهد؛ روایتی که نه از بازگشت واقعی، بلکه از یک قطع ارتباط فرسایشی و پنهان با جهان خبر میدهد. میانگین حضور روزانه کاربران ایرانی در اینترنت به تنها ۴ ساعت و ۳ دقیقه رسیده؛ رقمی که حدود ۳۹ درصد کمتر از میانگین جهانی است. اما مهمتر از مقایسه جهانی، اهمیت آن در مقایسه با تحقیق پیشین ایسپا در خرداد ۱۴۰۴ و پیش از جنگ ۱۲ روزه است. در فاصله یک سال، سهم کاربران کممصرف بزرگتر شده و سهم کاربران پرمصرف به حداقل رسیده است. تغییری که حتی در بازنگری دستهبندی بازههای زمانی پرسشنامه نیز بازتاب یافته، بهگونهای که در پیمایش امسال گزینه «۵ تا ۱۰ ساعت» حذف و تنها گزینه «۵ ساعت یا بیشتر» باقی مانده است.
همزمان، تیرماه با موج تازهای از سیاستهای کنترلی، گسترش نظارت بر فعالیتهای آنلاین، اختلالهای زیرساختی و استفاده از شیوههای جدید فیلترینگ همراه بود؛ روندی که نشان میدهد هرچند کاربران ایرانی همچنان به شبکه متصلاند، اما کمتر از گذشته امکان استفاده واقعی، بهصرفه و پایدار از اینترنت جهانی را دارند.
یافتههای کلیدی
۱. کاربران ایرانی کمتر از گذشته در اینترنت حضور دارند.
مقایسه پیمایشهای خرداد ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ ایسپا نشان میدهد سهم بزرگترین گروه مصرفکننده اینترنت (۲ تا ۵ ساعت در روز) با ریزشی چشمگیر از ۴۲.۸٪ به ۲۴.۷٪ رسیده است و در مقابل، سهم کاربران کممصرف افزایش یافته است. کاهشی که میتواند حاصل خستگی کاربران از فرآیند فرسایشی فیلترینگ و سرعت پایین برای اتصال باشد.
۲. عبور از فیلترینگ همچنان فراگیر، اما پرهزینهتر از گذشته شده است.
با وجود استفاده حدود سهچهارم کاربران از فیلترشکن، دسترسی به اینترنت جهانی بیش از هر زمان دیگری به توان مالی گره خورده است. در حالی که سال گذشته بیش از نیمی از کاربران زیر ۲۰۰ هزار تومان برای فیلترشکن هزینه میکردند، اکنون ۶٪ کاربران ماهانه بیش از یک میلیون تومان و ۶.۳٪ بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان برای خرید فیلترشکن هزینه پرداخت میکنند
۳. سیاست کوچ اجباری به پلتفرمهای داخلی همچنان ناکام مانده است.
با وجود تشدید فیلترینگ و محدودیتهای دسترسی، ۷۱.۵ درصد کاربران همچنان از شبکههای اجتماعی خارجی استفاده میکنند و میانگین زمان استفاده روزانه از این شبکهها همچنان بیشتر از نمونههای داخلی است.
۴. پاسخ سیاستگذار، کنترل بیشتر و جرمانگاری گستردهتر بوده است.
در حالی که کاربران همچنان با پیامدهای اقتصادی و روانی قطع اینترنت، جنگ و اختلالهای زیرساختی روبهرو بودند، مهمترین اقدامات تیرماه بر تشدید مجازات فعالیتهای آنلاین، گسترش سازوکارهای رصد و پیگرد کاربران، توسعه حکمرانی متمرکز بر اینترنت و اجرای طرحهای ساماندهی فعالان فضای مجازی متمرکز بود.
۵. عدم تابآوری زیرساخت شبکه در برابر حملات فیزیکی و قطعی برق.
حملات نظامی، اختلالهای زیرساختی، قطعی گسترده خدمات آسیاتک و تداوم قطع اینترنت همزمان با خاموشی برق نشان داد که تابآوری شبکه ارتباطی ایران همچنان با چالشهای جدی روبهرو است.
۱- بخش اول: سیاستگذاری
دادههای ایسپا؛ روایتی متفاوت از «بازگشت اینترنت»
«کاربران ایرانی به طور متوسط روزانه فقط ۴ ساعت و ۳ دقیقه از اینترنت استفاده میکنند.» این یکی از مهمترین یافتههای تازهترین پیمایش ایسپا است؛ این عدد ۳۹ درصد کمتر از میانگین جهانی است؛ اما اهمیت آن نه در فاصله ایران با جهان؛ که در فاصله با مدت مشابه سال قبل است: کاربران ایرانی کمتر از گذشته در اینترنت حضور دارند.
دادههای دو پیمایش ایسپا در خرداد ۱۴۰۵ (به سفارش وزارت ارتباطات) و خرداد۱۴۰۴ (به سفارش انجمن تجارت الکترونیک، پیوست شماره ۴)، از یک تغییر معنادار در الگوی استفاده روزانه کاربران ایرانی از اینترنت حکایت دارند. در فاصله یک سال، سهم کاربران کممصرف بزرگتر شده و سهم کاربران پرمصرف به حداقل رسیده است. این موضوع را حتی در تغییر دستهبندی بازههای زمانی هم میتوان دید به طوری که در تحقیق امسال اثری از گزینه ۵ تا ۱۰ ساعت دیده نمیشود و تنها ۵ ساعت یا بیشتر در نظر گرفته شده است.

- سهم کاربرانی که روزانه کمتر از یک ساعت از اینترنت استفاده میکنند از ۱۸.۹ درصد به ۲۲.۶ درصد افزایش یافته است
- سهم گروه بعدی نیز از ۱۶.۸٪ به ۱۹٪ رسیده است (هرچند بازهها دقیقاً متناظر نیستند).
- در مقابل، بزرگترین خوشه مصرف، یعنی ۲ تا ۵ ساعت در سال ۱۴۰۴ با ۴۲.۸٪، در سال ۱۴۰۵ به ۳ تا ۵ ساعت تبدیل شده و سهم آن از به ۲۴.۷٪ کاهش یافته است.
تغییری که در بستر وضعیت جدید اینترنت ایران قابل تحلیل است. وضعیتی که در آن کاربران از نظر فنی به شبکه متصل هستند، اما امکان تبادل کاربردی و موثر داده وجود ندارد؛ بنابراین یا با وضعیتی فرسایشی قید استفاده از اینترنت را میزنند و ساعات کمتری را به جهان اینترنت متصل میمانند و یا اگر توان اقتصادیشان اجازه دهد با صرف هزینههای بالا به سراغ فیلترشکن برای دسترسی به اینترنت میروند.
وضعیت امروز دسترسی به اینترنت در ایران را باید در تجربه روزمره کاربران جستوجو کرد نه با اتکای صرف به نمودارهای پایش ترافیک زیرا همانطور که در اولین گزارش فیلتربان پس از بازگشت نسبی اینترنت اعلام شد «این یک اتصال مجددِ واقعی به جهان نیست»؛ دولت ایران با باز کردن درگاهها و مراکز ترافیک بینالمللی، دادههایی سطحی برای مانیتورهای خودکار جهانی تولید میکند تا وضعیت را «عادی» جلوه دهد اما در واقعیت، پهنای باند در پشت صحنه به شدت محدود شده است و هر چند کاربران از نظر فنی به شبکه متصل هستند، اما امکان تبادل داده در عمل بسیار محدود و فرسایشی شده است.
یکی دیگر از نکات قابل توجه در مقایسه دو پیمایش ایسپا موضوع استفاده از فیلترشکنهاست.
در گزارش سال ۱۴۰۴، مجموع استفاده از فیلترشکنهای رایگان و پولی حدود ۷۸.۶ درصد از کل کاربران اینترنت گزارش شده است (۶۳.۴ درصد رایگان و ۱۵.۲ درصد پولی). در گزارش سال ۱۴۰۵ نیز ۷۴.۴ درصد کاربران اعلام کردهاند از فیلترشکن استفاده میکنند. این اختلاف حدود چهار واحد درصدی را نمیتوان لزوماً نشانه کاهش تقاضا برای دسترسی آزاد به اینترنت دانست. برعکس، این روند میتواند حاصل فرسایش تدریجی کاربران در برابر فیلترینگ باشد که در گزارش دیگری در فیلتربان نیز به آن پرداختهایم؛ وضعیتی که در آن بخشی از ابزارهای رایگان به دلیل تشدید روشهای مسدودسازی دیگر کارایی گذشته را ندارند و دسترسی به گزینههای مؤثر نیز مستلزم پرداخت هزینههای سنگین است.
الگوی هزینهکرد کاربران برای فیلترشکن در پیمایش سال ۱۴۰۵ نسبت به سال قبل بهطور محسوسی تغییر کرده است. در گزارش سال ۱۴۰۴، از میان کاربران فیلترشکن پولی:
- ۵۶.۷ درصد کمتر از ۲۰۰ هزار تومان در ماه هزینه میکردند.
- ۱۸.۳ درصد بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان میپرداختند.
- ۲.۵ درصد بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان هزینه داشتند.
اما در پیمایش سال ۱۴۰۵، دستهبندی هزینهها نیز تغییر کرده و نشان میدهد:
- ۱۸.۲ درصد کمتر از ۵۰۰ هزار تومان در ماه هزینه میکنند.
- ۶.۳ درصد بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان میپردازند.
- ۶ درصد ماهانه بیش از یک میلیون تومان فقط برای فیلترشکن هزینه میکنند.
حضور گروهی از کاربران با هزینههای بیش از یک میلیون تومان در ماه، نشان میدهد دور زدن سانسور اینترنت برای بخشی از کاربران به هزینهای سنگین تبدیل شده است. در چنین شرایطی، دسترسی به اینترنت جهانی به شدت به توان اقتصادی کاربران برای خرید ابزارهای دسترسی نیز گره خورده است؛ موضوعی که میتواند در حضور کمتر کاربران ایرانی در اینترنت نیز موثر باشد.
این پژوهش یک نکته مهم دیگر را هم نمایان میکند؛ با وجود تشدید فیلترینگ، قطع اینترنت بینالملل و افزایش هزینه و دشواری دسترسی به فیلترشکنها، اکثریت کاربران ایرانی همچنان از شبکههای اجتماعی خارجی استفاده میکنند:
- ۷۱.۵ درصد کاربران یا فقط از شبکههای اجتماعی خارجی استفاده میکنند یا همزمان در شبکههای اجتماعی داخلی و خارجی حضور دارند.
- در مقابل، تنها ۲۴ درصد صرفاً از شبکههای اجتماعی داخلی استفاده میکنند.
- میانگین استفاده روزانه از شبکههای اجتماعی خارجی ۲ ساعت و ۵ دقیقه است.
- میانگین استفاده روزانه از شبکههای اجتماعی داخلی ۱ ساعت و ۳۷ دقیقه است.
این یافتهها نشان میدهد سیاستهای فیلترینگ، قطع اینترنت و کوچ اجباری کاربران به پلتفرمهای داخلی هنوز نتوانسته کاربران ایرانی را از دسترسی به پلتفرمهای خارجی منصرف کند؛ بلکه فقط دسترسی به این پلتفرمها را دشوارتر و پرهزینهتر کرده است.
وقتی پاسخ به بحران، کنترل بیشتر است
در حالی که میلیونها کاربر ایرانی همچنان با پیامدهای اقتصادی و روانی ماهها قطع اینترنت، حملات سایبری، از کار افتادن خدمات بانکی، جنگ، ناامنی و بیثباتی دستوپنجه نرم میکردند، سیاستگذاری اینترنت در تیرماه مسیر دیگری را دنبال کرد. به جای تمرکز بر ترمیم آسیبهای واردشده به کاربران یا افزایش تابآوری زیرساختها، مجموعهای از سیاستهای تازه برای گسترش کنترل بر فضای آنلاین در دستور کار قرار گرفت؛ از تأکید دوباره بر توسعه زیرساختهای بومی و حکمرانی متمرکز بر اینترنت تا تشدید جرمانگاری فعالیتهای آنلاین، گسترش سازوکارهای رصد و پیگرد قضایی کاربران و همزمان بسته شدن دهها حساب کاربری در شبکههای اجتماعی:
«نگاه تمدنی» در تئوری، «فیلترینگ اینترنت» در عمل
هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، چهاردهم تیرماه به بهانه وداع با علی خامنهای، یادداشتی با عنوان «نگاه تمدنی رهبر شهید به فضای مجازی» منتشر کرد تا نگاه او فضای مجازی را برای نسل جوان تشریح کند. نگاهی که دو محور اصلی دارد یکی توسعه زیرساختهای بومی و اعمال کنترل بیشتر بر حکمرانی اینترنت و دیگری اهمیت مفهوم «جنگ شناختی». دو سیاستی که نتیجه عملی آنها در این ایام فقط محدودتر شدن دسترسی کاربران، توسعه شبکه ملی اطلاعات، حذف محتوا، کنترل جریان اطلاعات و پیادهسازی سیاستهایی مانند اینترنت طبقاتی، سیمکارت سفید یا وایتلیست بوده است.
خط و نشانهای جدید برای فضای مجازی
- در اقدامی دیگر در همین ماه وزارت اطلاعات، در اجرای قانون «تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی»، فهرستی از رسانهها، صفحات مجازی و «انسانرسانهها» را بهعنوان مصادیق «معاند» منتشر کرد که بر اساس آن، دامنه رفتارهای قابل مجازات در ارتباط با فعالیتهای رسانهای و آنلاین مشخص شده است. بر اساس این ابلاغیه، همکاریهای سیاسی، فرهنگی، رسانهای یا تبلیغاتی که «برخلاف امنیت ملی» تشخیص داده شوند، میتوانند به بیش از ۱۰ تا ۱۵ سال حبس و در مواردی به اتهام «افساد فیالارض» منجر شوند. همچنین ارسال فیلم، تصویر یا اطلاعات به رسانهها، صفحات یا اینفلوئنسرهای معرفیشده، یا حتی به سایر رسانهها در صورتی که «برخلاف امنیت ملی» تشخیص داده شود، میتواند با حبس پنج تا ۱۰ سال و محرومیت دائم از خدمات دولتی و عمومی همراه باشد.
- همزمان ۲۷ تیرماه، سخنگوی قوه قضاییه از شورای عالی فضای مجازی و سایر نهادهای مسئول خواست جرایم فضای مجازی را «بدون فوت وقت» به دستگاه قضایی گزارش کنند، از «معاونت رصد فضای مجازی» در دادستانی کل کشور بهعنوان یکی از اولویتهای قوه قضاییه نام برد و از شهروندان خواست از طریق سامانه سجام در گزارشدهی محتوای مورد نظر دستگاه قضایی مشارکت کنند.
پاکسازی چراغخاموش اینستاگرام
اواخر تیرماه، محمود محمدی، مسئول فعالان فضای مجازی استان کهگیلویه و بویراحمد، از آغاز اجرای طرح «ساماندهی فعالان فضای مجازی» با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خبر داد و اعلام کرد فعالان این حوزه شناسایی و ثبت خواهند شد و کسانی که «خارج از قوانین» فعالیت کنند، با برخورد قانونی روبهرو میشوند. هرچند پس از این اعلام، هیچ اطلاعرسانی دیگری درباره اجرای سراسری طرح یا سازوکار آن منتشر نشد اما همزمانی این اظهارات با بسته شدن دهها حساب اینستاگرامی، این احتمال را تقویت میکند که بخشی از سیاستهای جدید نظارت بر فعالیت کاربران، پیش از اعلام رسمی و بهصورت چراغ خاموش در حال اجرا هستند. در ماه گذشته دهها حساب کاربری اینستاگرام از طیفهای مختلف، از کاربران عادی و اینفلوئنسرهای کوچک و بزرگ گرفته تا کسبوکارها، از دسترس خارج شدند.

۲- بخش دوم: شبکه
آخرین دادههای کنتیک نشان میدهد تا اول مرداد ۱۴۰۵، ترافیک اینترنت ایران همچنان به سطح پیش از قطعی سراسری ۱۸ دی ۱۴۰۴ بازنگشته و با وجود بازیابی نسبی، همچنان پایینتر از سطح پیش از این اختلالها قرار دارد.

از دکلهای جنگزده جنوب تا فروپاشی تابآوری شبکه مخابرات
در تیرماه، همزمان با تشدید حملات نظامی به مناطق جنوبی کشور، گزارشهای متعددی از کاربران در شبکههای اجتماعی درباره اختلال اینترنت و ارتباطات مخابراتی در استانهای جنوبی منتشر شد. علاوه بر این گزارشها، پس از حمله هوایی بامداد ۲۶ تیرماه، ارتباطات تلفن ثابت، تلفن همراه و اینترنت در شهرستان معمولان استان لرستان با اختلال و قطعی مواجه شد.
همزمان، ۱۱۶ دکل مخابراتی استان هرمزگان هم به دلیل بمباران از مدار خارج شده و به گفته مسئولان آسیب به خطوط انتقال ترافیک و پهنای باند باعث اختلال در ارتباطات مخابراتی شمال بندرعباس و حاجیآباد شد و تلفن ثابت، تلفن همراه و اینترنت در بخشهایی از این مناطق برای مدتی قطع شد.
علاوه بر اختلالهایی که مستقیماً با حملات نظامی مرتبط بودند، شبکه ارتباطی کشور با یک اختلال بزرگ دیگر نیز روبهرو شد. در ۲۳ تیرماه، قطعی بسترهای ارتباطی شرکت مخابرات ایران باعث اختلال گسترده در خدمات آسیاتک شد و اینترنت بیش از ۱۲۰ هزار مشترک خانگی و چند هزار مشترک تجاری در تهران را برای ساعتها از دسترس خارج کرد. آسیاتک منشأ این اختلال را قطع زیرساختهای ارتباطی تأمینشده از سوی شرکت مخابرات ایران اعلام کرد.
کارنامه دو سال وعده بیسرانجام برای نوسازی باتریها
فارغ از همه این رخدادها، یکی از قدیمیترین مشکلات زیرساخت ارتباطی ایران نیز همچنان ادامه دارد: قطع برق، همچنان به معنای قطع اینترنت است. با آغاز دوباره خاموشیها در تیرماه، اختلال در ارتباطات نیز بار دیگر تکرار شد؛ بحرانی که قرار بود با تعویض باتری سایتهای مخابراتی برطرف شود، اما وزیر ارتباطات خود اذعان کرد این برنامه نیز نتوانسته از قطع ارتباطات جلوگیری کند و در خاموشیهای بیش از دو ساعت، اینترنت و خدمات مخابراتی ناگزیر از دسترس خارج میشوند. این در حالی است که وعده نوسازی باتریها و افزایش تابآوری شبکه دستکم دو سال است که مطرح میشود. در عمل، نه خاموشیها پایان یافتهاند و نه زیرساخت ارتباطی کشور توانسته خود را با آنها تطبیق دهد؛ بنابراین میلیونها کاربر همچنان با هر بار قطع برق، دسترسی خود به اینترنت، تماسهای تلفنی و بسیاری از خدمات دیجیتال را نیز از دست میدهند.
شبح جدید سانسور در ایران
اما مهمترین رخداد تیرماه در حوزه سانسور و فیلترینگ، مسدود شدن وبسایت و اپلیکیشن فوتبال ۳۶۰ بود. ۲۹ تیرماه، تنها چند دقیقه مانده به آغاز پخش زنده این برنامه، وبسایت و اپلیکیشن آن ناگهان از دسترس خارج شد. عجیبتر از آن اینکه هیچ نهادی مسئولیت آن را نپذیرفت. ساترا اعلام کرد این تصمیم از سوی این نهاد نبوده است. قوه قضاییه نیز هرگونه نقش در این مسدودسازی را رد کرد و یک مقام دولتی به سیتنا گفت ستاد ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور نیز در این اقدام دخالتی نداشته است. نتیجه آنکه یکی از پرمخاطبترین رسانههای ورزشی ایران مسدود شد، بیآنکه مشخص باشد چه نهادی چنین تصمیمی را گرفته و بر اساس کدام فرآیند قانونی آن را اجرا کرده است.
ابهام اما به همینجا ختم نشد. بررسیهای فنی نشان میدهد دامنه football360.ir دیگر به نشانی IP ترجمه نمیشود و کاربران با خطای NXDOMAIN مواجه هستند؛ به همین دلیل حتی استفاده از فیلترشکن یا DNSهای عمومی نیز امکان دسترسی به این وبسایت را فراهم نمیکند، زیرا دامنه این رسانه در رجیستری .ir تعلیق شده است. به بیان ساده، این بار دیگر فقط مسیر دسترسی کاربران مسدود نشده، بلکه خود آدرس اینترنتی رسانه از شبکه حذف شده است؛ روشی که میتواند به معنای استفاده از زیرساخت مدیریت دامنههای ملی به عنوان ابزاری تازه برای اعمال سانسور و حذف رسانههای آنلاین باشد.
پیوست:
۱- یادداشت روششناختی
مقایسه دو پیمایش ایسپا درباره الگوی استفاده روزانه از اینترنت در ایران:
پیمایش اول خرداد ۱۴۰۴ (پیش از جنگ ۱۲ روزه)
- سفارشدهنده: انجمن تجارت الکترونیک تهران
- نمونه: ۱۲۰۳ نفر - مصاحبه تلفنی
- جامعه آماری: افراد ۱۵ سال و بالاتر در مناطق شهری و روستایی
پیمایش دوم خرداد ۱۴۰۵ (۲۵ تا ۳۱ خردادماه)
- سفارشدهنده: وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
- نمونه: ۴۰۶۰ نفر - مصاحبه حضوری
- جامعه آماری: افراد ۱۵ سال و بالاتر در مناطق شهری و روستایی
۲- توضیح روششناختی
این دو نمودار بر اساس دو پیمایش مستقل ایسپا تهیه شدهاند. بدیهی است که این دو مطالعه کاملاً یکسان نیستند؛ از جمله تفاوتهایی در حجم نمونه، سفارشدهنده و برخی جزئیات طراحی پیمایش وجود دارد. با این حال، این دو پیمایش نزدیکترین مطالعات ملی منتشرشده توسط ایسپا در فاصله یکسال هستند که پرسش مربوط به میزان استفاده روزانه از اینترنت را با طبقهبندی نزدیک، تکرار کردهاند. از این رو، مقایسه آنها میتواند تصویری از تغییر الگوی مصرف روزانه اینترنت کاربران ایرانی ارائه دهد.
