داکسینگ در تلگرام فارسی مجموعهای از موارد پراکنده و مستقل نیست، بلکه اکوسیستمی چندلایه است که در آن افشای اطلاعات شخصی بهطور همزمان به ابزاری برای سرکوب سیاسی، اعمال خشونت جنسیتی و کسب درآمد از اخاذی تبدیل شده است. این اکوسیستم از کانالهای اصلی، گروهها، رباتها، حسابهای مدیریتی، مسیرهای دریافت پول و کانالهای پشتیبان تشکیل شده است؛ اجزایی که اطلاعات قربانیان را جمعآوری، تکمیل و منتشر میکنند، کاربران را در شناسایی و آزار آنان مشارکت میدهند و در برخی موارد، حذف تصاویر و اطلاعات منتشرشده را به پرداخت پول مشروط میکنند.
دادههای میز امنیت دیجیتال میان نشان میدهد زنان و مخالفان جمهوری اسلامی اصلیترین هدف این شبکهها هستند. زنان با انتشار تصاویر خصوصی، شماره تلفن و محتوای جنسی هدف قرار میگیرند؛ در مقابل، اطلاعات معترضان، روزنامهنگاران، دانشجویان و ایرانیان خارج از کشور برای ارعاب، شناسایی یا تسهیل بازداشت منتشر میشود. در موارد تقاطعی، زنان مخالف حکومت همزمان با اتهام سیاسی و خشونت جنسیتی مواجهاند.
این شبکهها پس از حذف یک کانال میتوانند از طریق رباتها و کانالهای جایگزین ادامه یابند. انتشار نشانی، اطلاعات شغلی و مشخصات خانواده میتواند فشار را از فضای آنلاین به زندگی واقعی قربانیان منتقل کند. همچنین حذف یک جزء لزوماً محتوا را از دیگر اجزای شبکه پاک نمیکند و کاربران ممکن است به مقصد تازهای هدایت شوند. بنابراین، تلگرام در عمل بستری برای سازماندهی آزار جمعی و بازتولید خشونت سیاسی و جنسیتی شده است.
یافتههای کلیدی:
- بزرگترین شبکه شامل ۴۱ کانال، گروه، ربات و حساب با بیش از ۱۰۰ هزار مخاطب بود. شبکههای دیگری با ۲۸ جزء، هشت کانال و ترکیب یک کانال اصلی، دو گروه، یک کانال پشتیبان و یک ربات نیز ثبت شدند.
- ۷۷ درصد موارد مخالفان سیاسی، معترضان، فعالان، روزنامهنگاران و ایرانیان خارج از کشور را هدف میگرفتند.
- ۲۵ درصد موارد زنان و دختران را هدف قرار میدادند؛ دستکم ۷ درصد نیز خشونت جنسیتی را با هدفگیری سیاسی ترکیب میکردند. این دستهها همپوشاناند.
- در دستکم هفت مورد، مخاطبان به شناسایی قربانیان، ارسال اطلاعات تکمیلی، معرفی آنان به نهادهای امنیتی یا آزار مستقیم دعوت شده بودند.
- در یک شبکه، حذف اطلاعات و تصاویر خصوصی به پرداخت پول مشروط شده بود.
داکسینگ چیست؟
داکسینگ به جمعآوری، انتشار یا بازنشر عمدی اطلاعات شخصی و هویتی افراد بدون رضایت آنان گفته میشود؛ بهویژه زمانی که این اقدام با هدف شناسایی، ارعاب، تهدید، اخاذی یا تسهیل آزار آنلاین و آفلاین انجام شود. این اطلاعات میتواند شامل نام و نام خانوادگی، تصویر، شماره تلفن، نشانی محل سکونت یا کار، شماره ملی، تاریخ تولد، حسابهای شبکههای اجتماعی، اطلاعات شغلی و مالی، مشخصات اعضای خانواده و تصاویر یا ویدئوهای خصوصی باشد.
دادههای این تحقیق از دو منبع اصلی گردآوری شدهاند: نخست، گزارشها و درخواستهای ثبتشده در میز کمکهای امنیت دیجیتال میان؛ و دوم، دادههای میدانی که پژوهشگران فیلتربان از طریق پایش کانالها، گروهها، رباتها، حسابهای مدیریتی و کانالهای پشتیبان در تلگرام جمعآوری و مستند کردهاند.
این نمونهها نیز نماینده تمام موارد داکسینگ در تلگرام فارسی نیستند و تنها بخشی از موارد گزارششده یا شناساییشده توسط فیلتربان را نشان میدهند.
معماری اکوسیستم داکسینگ
بررسیهای فیلتربان نشان میدهد که داکسینگ در تلگرام فارسی معمولاً به انتشار اطلاعات در یک کانال منفرد محدود نمیشود. در بخش قابل توجهی از موارد، مجموعهای از کانالها، گروهها، رباتها، حسابهای مدیریتی و کانالهای پشتیبان در مراحل مختلف جمعآوری، انتشار و بازنشر اطلاعات شخصی نقش دارند. این ساختار چندلایه، دسترسی به محتوا را گسترش میدهد، شناسایی گردانندگان اصلی را دشوارتر میکند و امکان ادامه فعالیت پس از حذف یکی از اجزای شبکه را فراهم میسازد.
جمعآوری و تکمیل اطلاعات
نخستین لایه این اکوسیستم به جمعآوری اطلاعات قربانیان اختصاص دارد. برخی کانالها اطلاعات اولیه، مانند تصویر یا نام فرد، را منتشر میکنند و از مخاطبان میخواهند شماره تلفن، نشانی، محل کار، اطلاعات خانواده یا حسابهای شبکههای اجتماعی او را پیدا و ارسال کنند. در موارد سیاسی، کاربران به شناسایی معترضان و معرفی آنان به سپاه، دستگاه قضایی یا سایر نهادهای امنیتی تشویق شدهاند. به این ترتیب، مخاطبان تنها مصرفکننده محتوا نیستند، بلکه در تکمیل پرونده اطلاعاتی قربانیان مشارکت میکنند.
بر اساس اطلاعات بهدستآمده از سوی فیلتربان، در یکی از استانهای غربی ایران، بخشی از تصاویر منتشر شده در کانالهای داکسینگ تلگرامی ابتدا از گروههای دوستانه و خانوادگی در پیامرسانهای داخلی، از جمله ایتا، خارج و سپس در تلگرام بازنشر شده است. این نمونه نشان میدهد که زنجیره جمعآوری اطلاعات میتواند میان چند پلتفرم امتداد یابد و محتوایی که کاربران در گروههای محدود یا مورد اعتماد به اشتراک میگذارند، به شبکههای عمومی آزار و افشا منتقل شود.
انتشار در کانال اصلی
کانال اصلی معمولاً ویترین عمومی شبکه است. اطلاعات گردآوریشده در قالب پستهایی شامل تصویر، نام، شماره تلفن، نشانی، شماره ملی، اطلاعات شغلی یا مشخصات اعضای خانواده منتشر میشود. این اطلاعات اغلب با توهین، اتهام، تهدید یا فراخوان برای اقدام علیه فرد همراه است. مخالفان سیاسی با برچسبهایی مانند «خائن» و «جاسوس» معرفی میشوند و زنان با توهینهای جنسیتزده و محتوای جنسی هدف قرار میگیرند.
توزیع محتوا از طریق گروهها و رباتها
گروهها و رباتها لایه توزیع و هدایت کاربران را تشکیل میدهند. گروهها امکان مشارکت کاربران، ارسال اطلاعات تازه و هماهنگی آزار را فراهم میکنند. رباتها نیز میتوانند کاربران را به تصاویر، ویدئوها یا اطلاعات خصوصی هدایت کنند و دسترسی به محتوای اصلی را از طریق زنجیرهای از لینکها دشوارتر و پراکندهتر سازند.
در یکی از بزرگترین نمونههای مستند شده، ۴۱ کانال، گروه، ربات و حساب با بیش از ۱۰۰ هزار عضو و دنبالکننده در انتشار تصاویر خصوصی یک قربانی نقش داشتند. نمونه دیگری شامل ۲۸ جزء و حدود ۷۰ هزار مخاطب بود. در یک شبکه منطقهای نیز یک کانال اصلی، دو گروه، یک کانال پشتیبان و یک ربات برای انتشار شماره تلفن زنان و تشویق کاربران به آزار آنان فعالیت میکردند.
تبدیل مخاطبان به عاملان آزار
انتشار اطلاعات معمولاً پایان فرایند نیست. در دستکم در شانزده درصد موارد، گردانندگان بهطور مستقیم از مخاطبان خواستهاند قربانیان را شناسایی کنند، اطلاعات بیشتری درباره آنان بفرستند، با شمارههای منتشر شده تماس بگیرند یا افراد هدف را به نهادهای امنیتی معرفی کنند. در این ساختار، یک کانال میتواند هزاران کاربر را به عاملان بالقوه آزار تبدیل کند و حمله را از مدیریت متمرکز شبکه به مشارکت جمعی گسترش دهد.
این مشارکت میتواند پیامدهای آفلاین نیز داشته باشد. انتشار نشانی، محل کار یا اطلاعات خانواده خطر تعقیب، بازداشت و اعمال فشار بر نزدیکان قربانی را افزایش میدهد. انتشار تصاویر و شماره تلفن زنان، بهویژه در مناطقی با سابقه خشونتهای موسوم به ناموسی، میتواند خطر آزار فیزیکی و اجتماعی را تشدید کند.
اخاذی از حذف محتوا
در بخشی از این اکوسیستم، داکسینگ به یک مدل اخاذی تبدیل شده است. در یک شبکه، گردانندگان پس از انتشار تصاویر و اطلاعات خصوصی اعلام کرده بودند که محتوا را در ازای دریافت پول حذف میکنند. کاربران از طریق چندین ربات و لینک به محتوای خصوصی هدایت میشدند و قربانی برای توقف انتشار تحت فشار قرار میگرفت.
دادههای میدانی فیلتربان نشان میدهد که برخی از این شبکهها برای دریافت پول، شماره حساب بانکی، شماره شبا یا آدرس کیف پول رمزارزی منتشر کردهاند. این اطلاعات فقط ابزار پرداخت نیستند؛ آنها میتوانند ردپایی برای بررسی ارتباط میان کانالها، مدیران و جریان مالی شبکه ایجاد کنند. تکرار یک شماره حساب، شبا یا کیف پول در چند کانال ظاهراً مستقل نیز میتواند نشانهای از مدیریت مشترک یا ارتباط مالی میان آنها باشد.
اگرچه ارزش اثباتی این روشهای پرداخت یکسان نیست. حساب بانکی و شماره شبا معمولاً به اطلاعات هویتی ثبتشده نزد بانک متصلاند و در صورت انجام تحقیقات قانونی، قابلیت انتساب بیشتری دارند. آدرس کیف پول رمزارزی بهتنهایی هویت صاحب آن را مشخص نمیکند، اما بررسی تراکنشها و ارتباط آن با صرافیهای دارای احراز هویت، حسابهای بانکی یا کیف پولهای دیگر میتواند سرنخهای بیشتری فراهم کند.
پرداخت پول نیز پایان آزار را تضمین نمیکند. محتوا ممکن است پیشتر دانلود یا بازنشر شده باشد، در رباتها و کانالهای پشتیبان باقی بماند یا پس از مدتی دوباره منتشر شود.
کانالهای پشتیبان و بازتولید شبکه
کانالهای پشتیبان آخرین لایه معماری این اکوسیستماند. این کانالها ممکن است پیش از حذف کانال اصلی ساخته شوند یا پس از حذف آن فعالیت خود را آغاز کنند. در یکی از موارد، پس از بستهشدن کانال اصلی، یک کانال پشتیبان با محتوایی مشابه ایجاد شد و انتشار اطلاعات ایرانیان خارج از کشور را ادامه داد. کانال اصلی نیز چند روز بعد دوباره ظاهر شد، هرچند در زمان مشاهده فاقد محتوا و دنبالکننده بود.
این الگو نشان میدهد که حذف یک کانال الزاماً به از بین رفتن شبکه منجر نمیشود. تا زمانی که رباتها، حسابهای مدیریتی، گروهها یا کانالهای جایگزین باقی بمانند، گردانندگان میتوانند مخاطبان را به مقصد تازه منتقل و محتوای حذفشده را بازتولید کنند. در نتیجه، مقابله مؤثر با داکسینگ مستلزم بررسی ارتباط میان تمام اجزای شبکه است، نه واکنش جداگانه به هر کانال یا پست.
داکسینگ جنسیتمحور
۲۵ درصد از پروندههای بررسیشده به هدفگیری زنان و دختران مربوط بود. در این پروندهها، انتشار اطلاعات شخصی با توهینهای جنسیتزده، تحقیر جنسی، انتشار تصاویر و ویدئوهای خصوصی و تشویق مخاطبان به آزار قربانیان همراه شده است. شماره تلفن، تصاویر، نشانی و محتوای خصوصی زنان بدون رضایت آنان منتشر میشد و گردانندگان برخی کانالها مخاطبان را به تماس با قربانیان و آزار آنان فرامیخواندند.
این الگو در شبکههای محلی و استانی نیز مشاهده شده است. یکی از شبکهها از یک کانال اصلی، دو گروه، یک کانال پشتیبان و یک ربات تشکیل شده بود و اطلاعات زنان و دختران یک منطقه را در اختیار حدود ۱۰ هزار مخاطب قرار میداد. کانالهایی در کردستان، لرستان و خوزستان نیز تصاویر و شماره تلفن زنان را همراه با الفاظ توهینآمیز و جنسی منتشر میکردند.
موقعیت اجتماعی و جغرافیایی قربانیان میتواند شدت خطر را افزایش دهد. برخی از این شبکهها در مناطق محروم یا استانهایی فعالیت میکردند که خشونتهای موسوم به ناموسی در آنها گزارش شده است. رسانههای داخلی خبر دادند که تنها در یکی از استانهای غربی کشور انتشار تصاویر زنان موجب خودکشی برخی از آنان شده است. یکی از وکلای حقوق بشری نیز به فیلتربان خبر داد در استانی دیگر سه زن پس از انتشار تصاویرشان در این کانالها دست به خودکشی زدهاند.
در نمونههای شدیدتر، داکسینگ با انتشار محتوای جنسی بدون رضایت همراه بوده است. یک شبکه تصاویر و ویدئوهای خصوصی را از طریق دهها کانال، گروه، ربات و حساب منتشر میکرد. در نمونهای دیگر، ویدئویی از تجاوز به یک دانشآموز، در کنار شماره تلفن، نشانی و تصاویر خصوصی قربانیان منتشر شده بود. این الگو نشان میدهد که داکسینگ جنسیتمحور میتواند به ابزاری برای خشونت جنسی دیجیتال، تحقیر عمومی و کنترل اجتماعی زنان تبدیل شود.
داکسینگ سیاسی
حدود ۷۷ درصد از پروندههای بررسیشده با هدفگیری سیاسی مرتبط بود. قربانیان این پروندهها شامل معترضان، فعالان دانشجویی و مدنی، روزنامهنگاران، مدافعان حقوق بشر، مخالفان جمهوری اسلامی و ایرانیان خارج از کشور بودند. اطلاعات منتشر شده از تصاویر و شماره تلفن و نشانی، شماره ملی، محل کار و مشخصات اعضای خانواده را شامل میشد.
بخشی از این کانالها آشکارا در پی تبدیل اطلاعات پراکنده به پروندههایی قابل استفاده برای نهادهای امنیتی بودند. تصاویر معترضان منتشر و از مخاطبان خواسته میشد آنان را شناسایی و برای بازداشت به سپاه معرفی کنند. کانالی دیگر مدعی بود معترضان را با استفاده از پهپاد و هواپیمای بدون سرنشین شناسایی میکند. در شبکههای مربوط به دانشگاهها نیز اطلاعات فعالان دانشجویی، از جمله نشانی، شماره تلفن، تصاویر، شمارههای هویتی و نام بستگان آنان منتشر شده بود.
این شیوه در خارج از ایران نیز ادامه داشته است. کانالهایی اطلاعات ایرانیان مقیم خارج را با اتهامهایی مانند «خیانت» و «جاسوسی» منتشر میکردند و آنان را به توقیف اموال، فشار بر اعضای خانواده یا اقدامات تلافیجویانه تهدید میکردند. در اسپانیا، یک کانال شماره ملی، تاریخ تولد، نشانی فعلی و پیشین، محل کار و اطلاعات خانواده ایرانیان مقیم این کشور را منتشر میکرد و از مخاطبان میخواست اطلاعات بیشتری درباره آنان ارسال کنند.
این یافتهها نشان میدهد که هدف داکسینگ سیاسی تنها ایجاد شرمساری یا آزار آنلاین نیست. انتشار سازمانیافته اطلاعات میتواند شناسایی، بازداشت، تعقیب، فشار بر خانواده و مجازات فرامرزی مخالفان را تسهیل کند.
محل تلاقی سرکوب سیاسی و خشونت جنسیتی
حدود ۷ درصد از پروندههای بررسیشده ماهیتی تقاطعی داشتند و خشونت جنسیتی را با هدفگیری سیاسی ترکیب میکردند. در این پروندهها، زنان مخالف جمهوری اسلامی یا مرتبط با اعتراضات همزمان با افشای اطلاعات شخصی، توهینهای جنسیتزده، تهدید جنسی یا انتشار محتوای خصوصی مواجه شدند.
در این حملات، جنسیت بخشی از سازوکار سرکوب است. مهاجمان از انگهای جنسی، تهدید به تجاوز، انتشار تصاویر خصوصی و خطر خشونت خانوادگی یا اجتماعی برای افزایش هزینه فعالیت سیاسی زنان استفاده میکنند.
بیاعتبارسازی جنسی بهعنوان ابزار سرکوب
در این پروندهها، خشونت جنسیتی بخشی از روش سرکوب سیاسی زنان است. مهاجمان با توهین و تهدید جنسی، انتشار تصاویر خصوصی یا نسبتدادن محتوای جنسی، قربانیان را بیاعتبار و از فضای عمومی خارج میکنند؛ فارغ از اینکه محتوای منتشرشده واقعی، جعلی یا صرفاً منتسب به آنان باشد.
انتشار اطلاعات شخصی همچنین خانواده و محیط اجتماعی قربانی را به ابزار فشار تبدیل میکند و میتواند خطر طرد اجتماعی، خشونت خانگی یا خشونتهای موسوم به ناموسی را افزایش دهد. این فشار ممکن است از طریق خانوادههای ساکن ایران به زنان فعال خارج از کشور نیز منتقل شود.
توزیع حمله میان کانالها، گروهها و رباتها، بازنشر محتوا و جمعآوری اطلاعات بیشتر را ممکن میکند. پیامد آن نیز فراتر از قربانی مستقیم است: مشاهده هزینهای که زنان فعال میپردازند میتواند مشارکت سیاسی و مدنی دیگر زنان را محدود کند.
بازگشت شبکهها پس از حذف
حذف یک کانال لزوماً به توقف شبکه داکسینگ منجر نمیشود. معماری چند لایه این شبکهها به گردانندگان اجازه میدهد که محتوا، مخاطبان و فعالیت خود را میان کانالهای اصلی، گروهها، رباتها و کانالهای پشتیبان توزیع کنند. در نتیجه، حتی پس از حذف یک جزء، بخشهای دیگر شبکه ممکن است فعال بمانند یا برای هدایت کاربران به مقصدی تازه استفاده شوند.
دادههای فیلتربان دستکم یک زنجیره روشن از حذف، بازگشت و جایگزینی را مستند میکند. در این نمونه، کانال اصلی که اطلاعات ایرانیان خارج از کشور را منتشر میکرد، پس از گزارش به تلگرام غیرفعال شد. چند روز بعد، همان کانال دوباره ظاهر شد، هرچند در زمان مشاهده فاقد محتوا و دنبالکننده بود. همزمان، یک کانال پشتیبان با محتوایی مشابه فعالیت خود را آغاز کرد و انتشار تصاویر، نامها و اطلاعات شغلی افراد هدف را ادامه داد. کانال پشتیبان نیز پس از گزارش به تلگرام حذف شد.
این الگو سه شکل متفاوت از تداوم فعالیت را نشان میدهد: بازگشت همان کانال، ایجاد کانال جایگزین و بقای سایر اجزای شبکه. در شبکههای متشکل از چند ربات، گروه و کانال، حذف کانال اصلی ممکن است تنها دسترسی مستقیم به یک بخش از محتوا را متوقف کند. تصاویر و اطلاعات قربانیان میتوانند پیشتر در اجزای دیگر شبکه ذخیره یا بازنشر شده باشند و پس از حذف دوباره در دسترس قرار گیرند.
واکنش جزئی تلگرام نیز میتواند به بقای شبکه کمک کند. در برخی پروندهها، یک کانال بهطور کامل حذف شد، اما تلگرام در کانالهای دیگر تنها بعضی پستها را پاک کرد. در چنین شرایطی، حسابهای مدیریتی، مخاطبان، پیوندهای ارتباطی و ظرفیت شبکه برای جمعآوری و انتشار دوباره اطلاعات باقی میماند.



