وضعیت فعلی اختلال اینترنت بیش از آنکه یادآور الگوی «قطع سراسری» باشد، به شیوهای شباهت دارد که در دورهی دولت حسن روحانی برای مدیریت اعتراضات به کار گرفته میشد. شواهد میدانی و فنی نشان میدهد که قطع و اختلال اینترنت از یک منطق مشخص و قابل تشخیص پیروی میکند: اعمال محدودیتهای محلی، مرحلهای و کنترلشده، بهجای خاموشی کامل شبکه. این الگو حاکی از وجود نوعی «نظم عملیاتی» در مدیریت اختلالهاست؛ نظمی که بر کاهش ظرفیت موثر و بیثباتسازی تجربه کاربر متمرکز است. در این چارچوب، تداوم همان رویکردهای پیشین در سیاستگذاری ارتباطات دور از انتظار نیست، بهویژه وقتی وزیر فعلی از بدنه مدیریتی محمدجواد آذری جهرمی برخاسته است.
نگاهی به اینترنت ایران با آغاز اعتراضات سراسری در ایران از هفتم دی ماه تا زمان انتشار این گزارش در ۱۵ دی ماه، چند نکته مهم دارد:
۱- قطع منطقهای به جای قطع سراسری
اینترنت ایران برخلاف دوران جنگ ۱۲ روزه در خرداد ماه ۱۴۰۴ شاهد قطع سراسری نبود اما عملاً وارد فاز ناپایداری مزمن شد. اتصال هست، اما برای ارتباط پایدار، ابزارهای دور زدن، وبگردی و پیامرسانها به سختی قابل استفاده است.
این اختلالها از همان ابتدا ماهیتی موضعی و ناحیهای داشتند و نه سراسری، اما الگوی آنها نشاندهنده تشدید کنترل بر زیرساخت ارتباطی در مناطق حساس و محلهای اعتراضات است.
۱-۱- اختلالهای میدانی: قطع و افت شدید اینترنت موبایل
گزارشهای میدانی که از روز دوشنبه ۸ دی (۲۹ دسامبر) دریافت شد، حاکی از آن بود که در برخی محلههای اطراف بازار تهران، اینترنت موبایل اپراتورهای همراه اول، ایرانسل و رایتل بهطور کامل قطع شده یا عملاً غیرقابل استفاده بوده است.
در پیامهای ارسالی از مناطق دیگر تهران روشن شد که اگرچه اتصال VPN بهصورت ظاهری برقرار میشود، اما ترافیک عبور نمیکند؛ واتساپ کار نمیکند و سرعت به سطحی «بسیار بسیار پایین» کاهش یافته است.
همچنین گزارشهایی از اختلال در اینترنت ثابت در برخی نقاط تهران، از جمله محدوده بهارستان و امیرکبیر، در ساعات ابتدایی همان روز منتشر شد.
گزارش کاربران از تهران نشان داد برخی نقاط «ضعیف اما وصل» (صادقیه و هفتتیر؛ همراه اول/ایرانسل/شاتل) و در برخی مسیرها «عملاً غیرقابل استفاده برای چند ساعت» بودهاند؛ مثل روایت میدانی از مناطق امیرآباد، انقلاب، چهارراه ولیعصر و محدوده فاطمی که برای اپراتور ایرانسل گزارش شده است. یک گزارش دیگر از بلوار فردوس نیز از کندی شدید و «بگیر-نگیر ساعتی» و مشکل در عملکرد VPN (نیاز مداوم به کانفیگ جدید) صحبت میکند و میگوید تفاوت مشخصی بین سایتهای داخلی/خارجی قابل مشاهده نبوده و هردو کند هستند.
در خارج از تهران نیز نشانههای متنوعی از همین قطعهای مرحلهای و منطقهای گزارش شد، در اصفهان افت شدید سرعت در «همراه اول و فیبرنوری مخابرات» و در فولادشهر و فلاورجان قطع کامل برای ساعاتی رخ داده است. در بوشهر اختلال و «سرعت خیلی پایین» به خصوص در مناطق درگیر اعتراضات وضعیت «نزدیک به قطعی» توصیف شده است. شهرهای سنندج، ایلام، مشهد، شیراز، مرودشت،فسا،و سایر شهرهایی که شاهد موج شدیدتری از اعتراضات بودهاند، گزارشهایی از «کندی شدید، قطع اتصال بینالمللی و کارکرد صرفاً سرویسهای داخلی» منتشر شده است.
۲-۱- چرا تجربههای قطع و اختلال منطقهای است؟
در گزارشهای کاربران یک مشاهده پرتکرار وجود دارد: «چند کیلومتر آنطرفتر وصل میشود»، «در یک بازه زمانی خاص بدتر میشود»، «روی یک اپراتور یا محله شدیدتر است».
این ناهمگنی از نظر شبکهای میتواند ترکیبی از اجرا در سطح PoP/استان/شهر یا حتی دکل (برای موبایل) و یا تفاوت تجهیزات و سیاستگذاری در لبه شبکه (اپراتور به اپراتور، استان به استان) باشد.
قطع منطقهای و مرحلهای اینترنت، هزینه سیاسی و اقتصادی کمتری دارد، امکان تنظیم سطح فشار را فراهم میکند و بدون ایجاد شوک خبری ناشی از خاموشی کامل، هماهنگی و ارتباط مؤثر معترضان را مختل میسازد. مدلی که اینترنت را در ظاهر روشن نگه میدارد، اما عملاً آن را به ابزاری شکننده و غیرقابل اتکا تبدیل میکند.
۳-۱- چرا نمودارهای فنی قطع مرحلهای و منطقهای را به وضوح تایید نمیکنند؟
بررسی دادههای وبسایت پایش اینترنت IODA در سطح کلان، نشانهای از قطع سراسری اینترنت در شبکه اپراتورهای اصلی موبایل را نشان نمیدهد، بهطور مشخص، همزمان با گزارشهای کاربران از قطع اینترنت همراه اول و ایرانسل در مناطق مختلف، بررسیهای انجامشده روی AS197207 MCCI – همراه اول و AS44244 IranCell – ایرانسل افت معنادار و فراگیری مشاهده نشده است.
کارشناسان درباره این موضوع توضیح میدهند که اختلال موبایل میتواند «موضعی/تاکتیکی» باشد (اختلال دکل، داونگرید، یا خاموشی مرکزی برای یک منطقه)، و بهخاطر معماری CGNAT و همچنین امکان اعمال اختلالهای تاکتیکی و موضعی (مانند جمینگ دکلها یا محدودسازی منطقهای)، ابزارهای سنجش با مدل آیودا یا کلادفلر، لزوما قادر به ثبت این نوع اختلالهای منطقهای نیستند. به بیان دیگر، «قطع اینترنت موبایل در یک محله یا چند خیابان» که کاربران شاهد آن هستند، در دادههای کلان دیده نشود.
۴-۱- درباره ابزارهای دور زدن فیلترینگ، چه چیزی تغییر کرده؟
بر اساس گزارشهای فنی که از توسعهدهندگان ابزارهای فیلترشکن به دست فیلترواچ رسید، از اواخر دسامبر «تغییراتی در سازوکار اعمال محدودیتها و فیلترینگ» رخ داده که باعث از کار افتادن یا ناپایداری بخش بزرگی از تونلها، VPSها و مسدود شدن ناگهانی تعداد زیادی IP و سرور خارجی (حتی با سابقه طولانی و ترافیک پایدار) در ایران شدهاند.
گزارشهای کاربران درباره استفاده از فیلترشکنها هم در این دوران، یک الگوی پرتکرار دارد. در بازههای زمانی پرترافیک (تقریباً ۴ عصر تا ۱۰ شب) اتصال برقرار میشود اما «پینگ ندارند»، یعنی اتصال برقرار میشود، اما تأخیر و ازدسترفتن بستهها آنقدر بالاست که حتی ارتباطهای ساده هم برقرار نمیشوند. در برخی نقاط، VPN ها نیازمند تغییر کانفیگ و خاموش/روشن کردن مداوم» بوده است تا بتوانند برای لحظاتی متصل شوند. همچنین کیفیت اتصال به وبسایتها و اپلیکیشنهای فیلترشده در ایران هم برای کاربران متفاوت بوده است، به طور مثال در ساعاتی با یک فیلترشکن واحد، دسترسی به اینستاگرام ممکن نبوده اما تلگرام کار میکرده است.
۲- شاخص «کاهش ترافیک» در سطح کشور
از دهم دیماه، با استناد به دادههای Cloudflare شاهد کاهش حدود ۳۵٪ ترافیک نسبت به الگوی معمول کشور بودهایم. البته این «کاهش ترافیک» به معنی «کاهش تقاضای کاربران برای استفاده از اینترنت» نیست؛ در شرایط اعتراضات، معمولاً تقاضا بالا میرود، اما کیفیت شبکه اجازه نمیدهد این تقاضا به ترافیک واقعی تبدیل شود (کاربر تلاش میکند، ولی تایماوت/ریست/کندی) مانع برقراری اتصال میشود. بنابراین افت ترافیک در این روزها «اثر اختلال» بوده است نه «کمشدن استفاده کاربران».


۳- «دخالت در لایه پروتکل»
رصدخانه OONI هم شنبه ۱۳ دیماه در شبکه ایکس، به «ناهنجاریهای سطح پروتکل» روی QUIC در شبکههای همراه اول و ایرانسل اشاره کرده و نوشت این اثر با چند روز اختلاف روی اپراتورها ظاهر شده که میتواند نشانه اجرای مرحلهای باشد.
The protocol level anomalies affecting QUIC on MCCI and IranCell are also quite interesting.
It also seems to be offset by some amount of days which might be indicative of a phased rollout of QUIC interference. pic.twitter.com/LDylCeWoiv
— OONI (@OpenObservatory) January 3, 2026
تفاوت کلیدی وضعیت فعلی با دورههای «قطع کامل اینترنت» در این است که اتصال در سطح پایه شبکه (IP) اغلب برقرار مانده، اما اختلال بهصورت هدفمند به لایههای بالاتر منتقل شده است. در چنین شرایطی، شبکه از نظر فنی «وصل» است، اما پروتکلها و سرویسهای پرترافیک دچار ناپایداری میشوند. گزارش OONI هم دقیقاً به همین الگوی اختلال اشاره دارد.
بخش بزرگی از اینترنت، برای ارسال و دریافت داده، از یک «روش ارتباطی» به نام QUIC استفاده میکند؛
چه وقتی در مرورگر وبسایت باز میکنید یا داخل یک اپ پیام میفرستید یا ویدیو میبینید، بنابراین اگر QUIC دچار اختلال هدفمند شود عملکرد اپها مختل و کند میشود. همچنین بعضی ویپیانها/تونلها که برای استتار از الگوهای مشابه ترافیک وب استفاده میکنند، ناپایدار میشوند در نتیجه کاربر احساس میکند «اینترنت هست ولی هیچچیز باز نمیشود».
کلام آخر
آنچه از ترکیب این نکات مهم برمیآید، این است که سیاست غالب این روزها برای سرکوب دیجیتال معترضان، کاهش ظرفیت مؤثر اینترنت و مختل شدن تجربهی کاربر بوده است. بنابراین آنچه از شروع اعتراضات مشاهده میشود، نه یک «قطع سراسری اینترنت»، بلکه الگویی از اختلالهای منطقهای، کاهش شدید سرعت، در برخی نقاط قطع کامل یا گذار به «نت ملی/داخلی»، مسدودسازی هدفمند VPNها و تشدید کنترل بر ابزارهای دور زدن فیلترینگ است. این رویکرد به حکومت امکان داد بدون پرداخت هزینه سیاسی یک خاموشی کامل، جریان اطلاعات را در مناطق مهم و محل اعتراضات، سرکوب کند.
