از اول آبان ۱۴۰۵، تعرفه اینترنت، با تایید نهادهای مسئول تا ۴۰ درصد افزایش یافت؛ افزایش آبان ۱۴۰۵ سومین مرحله گرانی بستههای اینترنت در کمتر از یک سال بود. برای کاربر ایرانی این گرانی فقط یک هزینه تازه نیست. چون نظام تعرفه ترافیک بینالملل را گرانتر حساب میکند و فیلترینگ استفاده از فیلترشکن را اجباری کرده، هر ریال افزایش مستقیماً از دسترسی به اینترنت بینالملل کم میکند. همزمان در ماه گذشته سخنگوی دولت پذیرفت که دستگاهها ممکن است سرعت اینترنت را عمداً کاهش دهند و دبیر شورای عالی فضای مجازی گفت برای قطع اینترنت «چارهای نیست». کاربران اینترنت در ایران حالا قرار است برای اینترنتی که کُند، فیلتر شده و هر لحظه ممکن است از دسترس خارج شود، ۴۰ درصد بیشتر هزینه کنند.
بخش اول: سیاستگذاری
۱. گرانی اینترنت برای کاربر: فیلترینگ اقتصادی
از اول آبان قیمت بستههای اینترنت، مکالمه و پیامک تا ۴۰ درصد بالا رفت و بستههای خریداریشده تا پایان اعتبار با قیمت قبلی ماندند. گرانی به اینترنت همراه محدود نماند؛ زیرا تعرفه اینترنت ثابت نیز تا ۴۰ درصد افزایش یافتهاست.
نظام تعرفهگذاری اینترنت در ایران از سالها پیش بر پایه تبعیض میان ترافیک داخلی و بینالمللی شکل گرفته است. بر اساس مجموعهای از مصوبات کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات، از جمله مصوبات ۲۴۸، ۲۵۱ و ۲۶۶، اپراتورها موظف شدهاند ترافیک داخلی را از ترافیک بینالمللی تفکیک کنند و برای خدمات داخلی مشمول، تعرفههای ترجیحی در نظر بگیرند. نتیجه این سیاست آن است که کاربران برای مصرف حجم یکسانی از اینترنت، بسته به اینکه از چه وبسایت یا پیامرسانی استفاده میکنند، هزینه متفاوتی میپردازند.
طبق اطلاعیه اپراتورها همزمان با افزایش تعرفهها از اول آبان ۱۴۰۵، مصرف پیامرسانهای داخلی مشمول با نرخ یکسوم و وبسایتهای داخلی مشمول با نرخ نیمبها محاسبه میشود، درحالیکه مصرف اینترنت بینالملل با نرخ کامل از بسته کاربر کسر میشود.
به زبان ساده، اگر کاربری ۱۰ گیگابایت از بسته اینترنت خود را برای استفاده از خدمات بینالملل مصرف کند، ۱۰ گیگابایت از بستهاش کم میشود. اما مصرف همان مقدار داده در یک وبسایت داخلی مشمول تخفیف، معادل ۵ گیگابایت و در یک پیامرسان داخلی مشمول، معادل حدود ۳٫۳ گیگابایت از همان بسته کسر خواهد شد. بنابراین، کاربری که به خدمات اینترنت بینالملل نیاز دارد، برای مصرف حجم یکسان داده ناچار است سهم بیشتری از بسته اینترنت خود را هزینه کند.
حالا با افزایش تا سقف ۴۰ درصدی تعرفه، این نابرابری از نظر هزینه ریالی سنگینتر شده است. برای مثال، اگر پیش از گرانی هزینه مصرف یک گیگابایت اینترنت بینالملل ۱۰ هزار تومان و یک گیگابایت ترافیک داخلی مشمول نیمبها ۵ هزار تومان بود، با افزایش یکسان ۴۰ درصدی قیمت پایه، این ارقام به ۱۴ و ۷ هزار تومان میرسند. در این مثال نسبت قیمتها تغییری نکرده، اما اختلاف هزینه از ۵ هزار به ۷ هزار تومان افزایش یافته است. به بیان دیگر، گرانی جدید، هزینه استفاده از اینترنت را در ساختاری افزایش داده که از ابتدا به نفع خدمات داخلی طراحی شده است.
مسئله زمانی نگرانکنندهتر میشود که این تبعیض اقتصادی را در کنار فیلترینگ گسترده قرار دهیم. کاربری که میخواهد از پیامرسانها، شبکههای اجتماعی یا دیگر خدمات فیلترشده بینالملل استفاده کند، نهتنها باید با محدودیت دسترسی، اختلال و هزینه تهیه فیلترشکن دستوپنجه نرم کند، بلکه برای مصرف همان میزان داده نیز از تخفیفهای اختصاصیافته به خدمات داخلی محروم است.
ابعاد واقعی این فشار اقتصادی را میتوان در آمارهای رسمی نیز مشاهده کرد. بر اساس نظرسنجی مرکز پژوهشهای مجلس که نتایج آن در مهر ۱۴۰۵ منتشر شد، ۶۴٫۷ درصد پاسخگویان برای دسترسی به شبکههای اجتماعی خارجی از فیلترشکن استفاده میکنند. میانگین هزینه ماهانه فیلترشکن برای خریداران نسخههای پولی به ۴۰۵ هزار تومان رسیده است. این مبلغ جدا از هزینه بسته اینترنتی است که کاربران پیشتر خریداری کردهاند. علاوه بر این، استفاده از فیلترشکن میتواند به دلیل سربار انتقال داده، قطعووصلهای مکرر و تلاش برای اتصال دوباره، مصرف اینترنت را افزایش دهد؛ هزینهای که در شرایط گرانی بستهها فشار بیشتری به کاربران وارد میکند.
حاصل این سیاست، تحمیل چند لایه هزینه برای دسترسی به اینترنت بینالملل است: نخست، پرداخت تعرفه کامل ترافیک بینالملل در مقایسه با تخفیف خدمات داخلی مشمول؛ دوم، مصرف احتمالی حجم اضافه به دلیل استفاده از فیلترشکن و اختلالهای اتصال؛ و سوم، هزینه خرید اشتراک VPN برای کاربرانی که ناچار به استفاده از سرویسهای پولی هستند. این فشار اقتصادی دیگر صرفاً موضوعی مربوط به قیمت بستههای اینترنت نیست؛ به عاملی برای نابرابری در دسترسی به اطلاعات تبدیل شده است.
بهانههای اپراتورها در هر دور گرانی تکراری است. این بار هم همراه اول اصلاح تعرفه را راهی برای «تامین منابع مورد نیاز سرمایهگذاری» و نگهداری زیرساختها خواند، ایرانسل از نیاز به منابع مالی برای «حفظ پایداری شبکه» و توسعه نسل پنجم و فیبر گفت، و هر دو از افزایش ارزی و ریالی هزینه تجهیزات و نگهداری شبکه گلایه کردند؛ اما در این توجیهها از یک منبع درآمد حرفی زده نشد: «اینترنت پرو». اینترنت پرو با سقف مصوب ۴۰ هزار تومان برای هر گیگابایت فروخته میشد؛ یعنی حتی پس از گرانی اخیر، دستکم دو برابر اینترنت عمومی که کمتر از ۲۰ هزار تومان است. بنابراین اپراتورها از یک سو به نام هزینه شبکه از همه کاربران پول بیشتری میخواهند و از سوی دیگر از همان محدودیتی که کیفیت اینترنت عمومی را پایین آورده، با فروش دسترسی ویژه به گروهی محدود، درآمد میسازند. محدودیت اینترنت برای کاربر هزینه است و برای اپراتور مدل کسبوکار؛ و این درآمد در هیچکدام از توجیههای افزایش تعرفه به حساب نیامده است.
۲. سند ۳۲ بندی؛ وعدهای که مشروط بود و اجرا نشد
۲۱ مهر به دستور رئیس مرکز ملی فضای مجازی، سند ۳۲ بندی «تسهیل دسترسی به سکوهای خارجی و ارتقای حکمرانی قانونمند» از محرمانگی خارج شد. این سند، بازگشایی مرحلهای پلتفرمهای خارجی، حمایت از سکوهای داخلی و اقدامات مقابله با فیلترشکن را کنار هم گذاشته بود و بخش مهم برنامه که بازگشایی واتساپ، یوتیوب و تلگرام بود هرگز اجرا نشد.
این سند همان مصوبه آذر ۱۴۰۳ شورای عالی فضای مجازی است که آن زمان رسانههای نزدیک به حکومت با تیتر «رفع فیلتر واتساپ و گوگلپلی» معرفی کردند. همان زمان فیلتربان در گزارشی درباره این سند، به موضوع تشدید کنترلها پرداخت و تاکید کرد که مصوبه دست نهادهای امنیتی و قضایی را برای اعمال محدودیت باز میگذارد و هزینه سرکوب را کاهش میدهد.
حالا، نزدیک به دو سال بعد، انتشار متن کامل، همان تحلیل را تأیید میکند. بخشی که به نفع کاربر بود، یعنی بازگشایی یوتیوب و تلگرام، اجرا نشد و البته همان وعده هم از ابتدا مشروط بود به اینکه یوتیوب و تلگرام باید با حکومت مذاکره و شرایط آن را بپذیرند. اما بخش محدودکننده سند، از فشار بر فیلترشکنها تا انتقال اجباری خدمات به پلتفرمهای داخلی اجرایی شده است. به زبان ساده، کاربر در این معامله چیزی به دست نیاورده است: پلتفرمهای بینالملل همچنان فیلترند، راه دسترسی به فیلترشکن تنگتر شده، و حتی اگر روزی بازگشایی اتفاق بیفتد، کاربر به نسخهای پالایششده و تحت قوانین داخلی میرسد، نه به اینترنت آزاد.
۳. کوچ اجباری به پلتفرمهای داخلی؛ بودجه عمومی و آمار نمایشی
در ماه گذشته، گزارش جدید مرکز ملی فضای مجازی در ارزیابی عملکرد پنج سکوی روبیکا، ایتا، بله، سروشپلاس و ویراستی در ششماهه نخست ۱۴۰۵ منتشر شد. این گزارش از تولید حدود ۶۱۶ میلیون محتوا در روبیکا، ایتا، بله، سروشپلاس و ویراستی و حدود ۱۰۸۸ میلیارد بازدید در چهار سکوی اول در شش ماه نخست ۱۴۰۵ خبر داد. اما خود گزارش نشان میدهد این عدد بزرگ چقدر متمرکز است: روبیکا بهتنهایی ۷۱٫۷ درصد بازدیدها را دارد و روبیکا و بله با هم نزدیک ۹۱ درصد، در حالی که ایتا با ۳۸٫۸ درصد کل محتوا فقط ۸ درصد بازدیدها را گرفته است. گزارش هیچ آماری از کاربر یکتا یا مدت استفاده نمیدهد، برای ویراستی به جای بازدید از شاخص «ضریب نفوذ» استفاده میکند و تصریح میکند تحلیل محتواییاش فقط بر پایه محتوای پربازدید است. موضوع غالب در هر پنج سکو هم «جنگ، اسرائیل و بازدارندگی» بوده است. بازدید شاخص کاربر یکتا یا رضایت نیست و بخش بزرگی از این شش ماه هم در دوره قطع اینترنت بینالملل گذشت.
برای فهم اینکه کاربر از سر انتخاب در این سکوهاست یا از سر اجبار، سنجه درست نصب اپلیکیشن یا تعداد حسابها نیست؛ بلکه مدت زمانی است که کاربر واقعاً در پلتفرم میماند. تازهترین نظرسنجی ایسپا (خرداد ۱۴۰۵) نشان میدهد که با وجود شمار قابل توجه کاربران سکوهای داخلی، ۷۱٫۵ درصد کاربران اینترنت همچنان از شبکههای اجتماعی خارجی استفاده میکنند. سکوهای داخلی جایگزین شبکههای خارجی نشدهاند و الگوی غالب، استفاده همزمان از هر دو است: کاربر برای کارهای اداری، آموزشی و درمانی ناچار است در سکوی داخلی عضو باشد، اما وقتش را جای دیگری میگذراند. به گزارش همین نظرسنجی، کاربران به طور متوسط روزانه بیش از دو ساعت در شبکههای اجتماعی خارجی و حدود یک ساعت و نیم در شبکههای داخلی وقت میگذرانند، ۷۴٫۴ درصد از فیلترشکن استفاده میکنند، و در پاسخ به اینکه رفع فیلتر کدام شبکه اولویت دارد، اینستاگرام با ۴۷٫۸ درصد و تلگرام با ۲۰٫۹ درصد در صدر بودند. این ارقام در شرایطی ثبت شده که از زمستان گذشته تا بهار امسال کاربران تقریباً نیمی از زمان را در خاموشی کامل یا محدودیت شدید اینترنت گذراندند. با این حال، نه فیلترینگ گسترده و نه اجبار به فیلترشکن، کاربران را از شبکههای خارجی جدا نکرده است.
بخش دوم: وضعیت شبکه اینترنت
۱. افت ادامهدار ترافیک در کلادفلر
کاهش ترافیک ایران در شبکه کلادفلر، که در گزارش ماه گذشته نیز به آن پرداختیم، در اکتبر ادامه یافت. هرچند از این افت نمیتوان نتیجه گرفت که کل ترافیک اینترنت ایران به همین میزان کاهش یافته است، اما با توجه به وابستگی برخی ابزارهای دور زدن فیلترینگ به زیرساخت کلادفلر، این روند با گزارشهای مکرر کاربران در شبکههای اجتماعی درباره ناپایداری و اختلال در عملکرد فیلترشکنها همخوانی دارد.
از سوی دیگر، یافتههای تیم مهسانت از پایش اینترنت ایران در اکتبر ۲۰۲۶، که در اختیار فیلتربان قرار گرفته است، ابعاد دیگری از این اختلالات را آشکار میکند. بر اساس آزمایشهای این تیم در پنج شبکه اینترنت ایران، از ابتدای اکتبر دسترسی به وبسایتهای معمولی میزبانیشده روی کلادفلر، از جمله وبسایتهای ایرانی، با کندی شدید یا بارگذارینشدن صفحات مواجه شده است. همچنین از ۱۰ مهر، محدودسازی گسترده دسترسی به بخشهایی از زیرساختهای میزبانی بینالمللی مشاهده شده است. از ۵ آبان، دسترسی به برخی وبسایتهای کلادفلر تا حدودی بهبود یافت، اما محدودیت شدید در ارسال داده همچنان ادامه داشت. این یافتهها نشان میدهند که اختلالات اکتبر تنها به ابزارهای عبور از فیلترینگ محدود نبوده و دسترسی کاربران به وبسایتها و خدمات عادی اینترنت را نیز تحت تأثیر قرار دادهاند.
آزمایشهای مهسانت همچنین نشان میدهند که محدودیتها در شبکه اپراتورهای مختلف به شیوهای یکسان اعمال نشدهاند. در برخی موارد، ارتباط از همان ابتدا برقرار نمیشد و در موارد دیگر، با وجود برقراری اتصال اولیه، انتقال مؤثر داده امکانپذیر نبود. این تفاوت نشان میدهد که صرف برقراری اتصال به یک سرویس، معیار کافی برای سنجش دسترسی واقعی و کیفیت ارتباط کاربران نیست. مجموعه این مشاهدات تصویری از محدودسازی چندلایه ارتباطات ارائه میدهد که پیامد آن برای کاربران، از کندی و بارگذارینشدن وبسایتها تا ناپایداری ارتباط و ناتوانی در استفاده از خدمات اینترنتی متفاوت بوده است.
۲. حملات DDoS و جنگ الکترونیک
بهزاد اکبری، مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت، ۲۷ مهر از افزایش شدت و تکرار حملات DDoS علیه شبکههای ارتباطی کشور خبر داد و ۷ آبان نیز اعلام کرد حملات متعددی با شدت بیش از ۵۰۰ گیگابیت بر ثانیه ثبت شده است. در چنین وضعیتی، سوال مهم این است که چرا هزینه ضعف در مدیریت و تابآوری شبکه باید به کاربران تحمیل شود؟چرا یک حمله یا اختلال میتواند بخشهای گستردهای از اینترنت کشور را زمینگیر کند؟ پاسخ بخش مهمی از آن در ساختار انحصاری شبکه است. فیلتربان در گزارش تحقیقی مهر ۱۴۰۳ توضیح داد شرکت ارتباطات زیرساخت تقریباً تنها دروازه ورود اینترنت به کشور است: طبق اساسنامهاش «مجری واردات و توزیع پهنای باند اینترنت» است، نقاط تبادل ترافیک را هم در اختیار دارد و اپراتورها پهنای باند بینالملل را از آن میخرند. همین تمرکز آسیبپذیری شبکه را در برابر حمله و اختلال تشدید میکند و همچنین امکان اعمال محدودیتهای گسترده بر ارتباطات را نیز فراهم میکند. و از آنجا که بیش از ۷۰ درصد درآمد شرکت ارتباطات زیرساخت از دو اپراتور همراه اول و ایرانسل،تأمین میشود این انحصار فقط مسئله کیفیت و امنیت شبکه را تحت تاثیر قرار نمیدهد؛ بلکه هزینههای ناشی از نبود رقابت و سیاستهای محدودکننده نیز در اشکال مختلف از جمله افزایش تعرفه، در نهایت بر دوش کاربران اینترنت قرار میگیرد.
۳. اختلال دوباره در دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی
در ۲۸ مهر ۱۴۰۵، شماری از کاربران ایرانی از اختلال در دسترسی بدون فیلترشکن به ChatGPT، Claude و Grok خبر دادند. این اختلال که در اپراتورهای اینترنت ثابت و همراه و همچنین میان نسخههای وب و اپلیکیشن متفاوت بود، تا پایان ماه گذشته ادامه داشت. برخی کاربران با پیامی مواجه شدند که نشان میداد این خدمات در ایران در دسترس نیستند، درحالیکه برخی دیگر همچنان میتوانستند بدون فیلترشکن از آنها استفاده کنند. هنوز علت اختلال که ناشی از تغییرات شبکه داخلی بوده یا محدودیتهای جغرافیایی ارائهدهندگان خارجی مشخص نیست؛ با این حال برای دانشجویان، پژوهشگران، برنامهنویسان و کسبوکارهای کوچک، این وضعیت بار دیگر شکنندگی دسترسی به ابزارهای ضروری آموزش و کار را آشکار میکند. کاربران ایرانی از یکسو با محدودیتهای جغرافیایی شرکتهای خارجی و از سوی دیگر با فیلترینگ و محدودیتهای داخلی اینترنت مواجهاند؛ ترکیبی که دسترسی پایدار به خدمات بینالملل را هر روز پیچیدهتر و پرهزینهتر میکند.




